تبليغاتX
ღღ♥ღکوچه عشقღღ♥ღ
ღღ♥ღکوچه عشقღღ♥ღ

ღ•**•عاشقانه•**•ღ


     خیلی سخته . . .

شنبه نهم خرداد 1388 توسط ساغر و سوگل |

شنبه نهم خرداد 1388 توسط ساغر و سوگل |

شنبه نهم خرداد 1388 توسط ساغر و سوگل |

شنبه نهم خرداد 1388 توسط ساغر و سوگل |

دل آدما مث یه جزیره دور افتاده است.

دل آدما مث یه جزیره دور افتاده است.

اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میذاره مهم نیست .

مهم اون کسی است که هیج وقت جزیره رو ترک نمی کنه...

جمعه یکم خرداد 1388 توسط ساغر و سوگل |

دل آدما مث یه جزیره دور افتاده است.

جمعه یکم خرداد 1388 توسط ساغر و سوگل |

جمعه یکم خرداد 1388 توسط ساغر و سوگل |

یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 توسط ساغر و سوگل |

بدون آنکه حرف های دلت را بگویی ،آن را زیر هاله نگاهت پنهان کردی

و مرا چشم انتظار به جادهء بی انتهای نگاهت و قلبت خشکاندی تا

در بیابان غربتت چشم به سرابی ناپیدا داشته باشم . تو همان بودی

که فانوس دوست داشتن را در قلبم روشن کردی و هر بار با نگاهت

این دوست داشتن بیشتر و بیشتر میشد...اما حیف ...که تو حتی یک بار هم به من نگفتی که

دوستت دارم... کاش می دانستم

که چرا هنوز آخرین نگاهت را در صندوقچه ی

چوبی چشمانم زندانی کرده ام و بعد از گم کردن آخرین نگاهت ، فقط حسرت آن

روزهای دیدارت بر شانه هایم سنگینی می کند.

یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 توسط ساغر و سوگل |

آری هنگامی که عاشق میشویم

و طوری عشق می ورزیم که گویا معشوق پاره ای از تنمان شده و هر لحظه او را به خود

نزدیک تر می بینیم به طوری که همه آینده خود را در وجود او خلاصه کرده و حتی گاهی اوقات

زندگی بدون او را بدتر از جهنم می بینیم و گاهی اوقات دلمان آنقدر تنگ می شود که می خواهیم او

را از رویاهایمان بیرون کشیده و در دنیای واقعی در آغوش گرفته و

به اندازه تمام عمر گریه کنیم . . .

یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 توسط ساغر و سوگل |

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط ساغر و سوگل |

 

دلم همچو آسمان پر از ابرهای بارانی ست

ای کاش دلم امشب بگرید...

شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند

 

سعی کن به خاطر کسی که دوسش داری غرورت رو

از دست بدی،نه به خاطر غرورت کسی رو که

دوستش داری از دست بدی

 

گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه می کنیم

گاه یک نغمه آنقدر دست نیافتنی میشود که با آن

زندگی می کنیم

گاه یک نگاه آنچنان سنگین است که چشمانمان رهایش نمی کند

گاه یک عشق آنقدر ماندگار میشود که فراموشش نمی کنیم

 

نمی نویسم چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی !

حرف نمی زنم چون میدانم هیچ گاه حرفهایم را نمی فهمی !

نگاهت نمی کنم چون تو اصلا نگاهم را نمی بینی !

صدایت نمی زنم زیرا اشک های من برای تو بی فایده است !

فقط می خندم چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام...!!!

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

 

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند:بار خدایا تو که که بشر

را اینقدر دوست می داری پس

چرا غم را آفریدی؟

خداوند فرمود:

غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق که خوب

می شناسمش تا غمگین نشود به یاد خالقش نمی افتد

از خدا خواستم به من صبر عطا کند،فرمود:

صبر حاصل سختی و رنج است؛

عطا کردنی نیست؛بلکه آموختنی است

 

الهی یک نفر بیاد قلبتو مثل من کنه،بشکنه اون وقت

بندازه زیر پاهاش لگد کنه

خدا کنه که یک کسی از راه دور صدات کنه وقتی به اونجا رسیدی

حتی نخواد نگات کنه

الهی که یکی بیاد دستاتو محکم بگیره

یکی بیاد که چشماتو حسابی چشم براه کنه

بهش بگی قلبم چی شد

زیر پاشو نگاه کنه...

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

ولنتاین به همه عاشقای دنیا تبریک میگم به کسایی که عشقشون دو طرفه س عاشقای خسته عاشقای دلشکسته عاشقای به بن بست رسیده عاشقایی که بخاطر غرورشون عشقشون رو مخفی کردن عاشقایی که بخاطر معشوقشون عشقششونو تنها گذاشتن اما نمیدونن این بدترین مجازاتیه که در حق عشقشون میتونن بکنند...ولنتاین مبلرک عشق من

جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |


ادامه مطلب

جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

ببین غرور ما رو چه دور از هم نشونده

ببین غرور ما رو چه دور از هم نشونده   

                                         تو این سکوت یه دنیا حرف نگفته مونده

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

در کوچه خاطرات عکس قلبی که کشیدی پیداست،کنار آن  شبی بعد از جدایی

عکس قلبی کشیدم تا هر وقت مسافر آن کوچه شدی نقش قلبهایم ببینی و بدانی که

تو رهگذری و من ساکن کوچه خاطره ها ...

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

فقط چند ثانیه طول میکشه زخم های عمیقی

 بر قلب کسانی که دوستشان داریم

ایجاد کنیم ولی سالها طول میکشه تا

آن زخم ها را التیام بخشیم

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 توسط ساغر و سوگل |

یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط ساغر و سوگل |

چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 توسط ساغر و سوگل |

آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد،مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود!!!...

 

شنبه یازدهم آبان 1387 توسط ساغر و سوگل |

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط ساغر و سوگل |

 

خاطرات سوخته ...

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما گریخت ،چند روزیست حالم دیدنیست ،

حالم از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل میزنم ،گاه بر حافظ تفال یزنم ، حافظ فالم

را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت . . .

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم . . .

 

هزار راه رفتم هزار زخم خوردم

تا تو مرا زنده کنی هزار بار مردم

انگار با هم غریبه ایم خوبی ما دشمنیه . . . ! ! !

 

با رنگ زلال عشق بر بوم قلبم تصویر روشنی از تو می کشم ،

من تو را یافته ام و از تنهایی بریده ام ، اما نمی خواهم عشقت

چون غزالی بادپا از صحرای دلم بگریزد چون سوختن در فراغ

 تو جز خاکستری از من باقی نمی گذارد ، پس این دل را

مشکن که دل شکسته را یارای تپیدن نیست . . .

 

ای آبی ترین صبح ، تو از تبار بهاری و من از قبیله ی پاییز ...

زیر این حجم سنگین تنهایی ، در میان کوچه های گمنام زندگی

به تو می اندیشم ...

سالهاست که اشک دیدگانم ارمغان کویر ، گونه هایم شده است.

تو نمی دانی کوچه باغ خاطره پر از پاییز شده است

پر از سکوت تنهایی . . .

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط ساغر و سوگل |

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط ساغر و سوگل |

یاد دارم یک غروب سرد سرد می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد،دوره گردم کهنه،قالی می خرم دست دوم ،جنس عالی می خرم ،گر نداری کوزه ای خالی می خرم،اشک در چشمانم حلقه بست، عاقبت آهی کشیدم بغضم شکست بی اختیار داد زدم دوره گرد قلب شکسته می خری؟...

                          منم یه تقویمه پر از زمستون چله نشین دلی درب و داغون                                                   سال کبیسمو شگون ندارم از کسی خاطره ای ندارم                                         جز یه نفر که درب و داغونم کرد بره بودم گرگ بیابونم کرد                                       اما دلم تو غربت بیابون از راهی که نرفته شد پشیمون                                           دل ! ای دل دیوونه کی قدرتو می دونه برو فکر خودت باش                                        پر از گرگه زمونه باز منتظر نشستی! آب میشی دستی                                       دستی !تو ،هم باید مثل اون دلشو می شکستی                                                                                ...                                                               

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط ساغر و سوگل |

یکشنبه چهاردهم مهر 1387 توسط ساغر و سوگل |

یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو
یک روز نگشت خاطرم شاد از تو
دانی که ز عشق تو چه شد خاصل من
یک جان و هزار گونه فریاد از تو


دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 توسط ساغر و سوگل |



سلام به تمام دوستانی که به وبلاگمون اومدین ازتون ممنونم
من ساغر هستم متولد 19/3/69 فعلا یه فرش پهن کردم پشت در کنکور
ودوستم سوگل جان متولد 1/8/؟6 دانشجو رشته روانشناسی
لطفا نظر یادتون نره
ღ•**• انتظار بارانت گر سخت هم باشد
به خیال آمدنت خیس خیسم...•**•ღ

ღღღღهیچ بارانی جای پای تو را
از کوچه قلبم نخواهد شستღღღღ

الهی هرکی که رسید پا روی قلبت بذاره
هرچی که با من کردی یه روز به روزت بیاره...

خودم را بر سر کوی تو بدنام ابد کردم
پشیمانم از هرچه جز این کردم...

همه شب صورت خود را به خدا خواهم کرد
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد...

lovestory_2008192000@yahoo.com

ساغر و سوگل
سوگل

RSS 2.0

جدیدترین کد آهنگ

Designed By ParsTheme

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس